یکشنبه تابلو اعلانات: چقدر تاریخی زمین شناسی می تواند یک همکار یادگیری از مل Jass? کافی نیست!


او نقش خوب! (responsorial)

این LINGUIDIOT: “موضوع: خاطرات مل.

“اگر چه من صرف بخشی بهتر از 12 سال در دانشگاه, کلاس های درس, باغ وحش, لو خاطرات از مل Jass [یکشنبه BB, 6/28/2020] مرا به یاد من نبود به خصوص اختصاص داده شده است.

“من یک مینیاپولیس-پردیس دانشجو در دانشگاه مینه سوتا اما من زندگی می کردند و در خیابان پردیس. در اواخر 60s U شروع به آزمایش با بسته عنوان تلویزیون سخنرانی در دو دانشگاه و من قادر به حضور در یکی از کلاس های من از طریق دوربین مدار بسته فقط یک بلوک به دور از سنت پل پردیس مرکز دانشجویی که در آن کار می کردم. من شروع به پریدن کرد در این فرصت برای جلوگیری از بیشتر در بین دانشگاه ،

“کلاس های تاریخی زمین شناسی بود-عمده حتی خارج از جزئی برای هر چهار نفر از ما که در انتخاب دوربین مدار بسته گزینه است. ما به زودی متوجه شد که هیچ یک از ما هیجان زده شد بحث و گفتگو قبل از کامبرین سپرده در نزدیکی رودخانه Croix سنت. چهار یا پنج روز بعد از کلاس آغاز شده کسی پیشنهاد دیدن اگر ما می تواند چیزی دیگری در تلویزیون. معلوم ما می تواند و زمان کلاس synched با مل Matinee فیلم.

“در بیش از یک هفته چه آغاز شده به عنوان یک زیرچشمی نگاه کردن سریع به شکستن خستگی از سخنرانی ها توسط افرادی که راه بیش از حد هیجان زده با سنگ شد تمرکز از کلاس. پس از یک هفته دیگر ما داد تا هر گونه تظاهر و به سادگی مجموعه ای از تلویزیون به Mel حق دور و هرگز پشت به کلاس است. یک بار در در حالی که من می خواهم به تلاش برای به عنوان خوانده شده از طریق پیر یادداشت های سخنرانی در فایل و آمار کتاب درسی سخت اما من دوست داشتم خواندن در مورد سنگ حتی کمتر از من شنیدن در مورد آنها. من ميان ترم نمره آزمون منعکس من فقدان نظم و انضباط.

“به زودی چهارم شد و از آن زمان برای تست نهایی. خیلی مطمئن شوید که آزمون را به مراتب بیشتر به کار با سنگ در مقایسه با فیلم های قدیمی من در زمان کلاس و متن های برنامه ریزی شده و همه nighter. یک زن و شوهر ساعت در, یک دوست به نام به من بگویید که او تا به حال دو بلیط به دبیرستان در مسابقات هاکی. آنها برای همان روز و در همان جا. من در زمان یک دقیقه به در نظر گرفتن آنچه که من می خواهم برداشت تا در طول دو ساعت از سخت مطالعه و محاسبه احتمال از من خوبی انجام می دهند به اندازه کافی در این آزمون به تصویب کلاس. من تصمیم گرفتند برای یک روز از دبیرستان هاکی.

“در تمام آن سال ها از آن من بود تنها ‘فاطمه’ من می خواهم به سرزنش جوانی حماقت بود اما در اواسط 20s در آن زمان است. من همیشه مشخص شده آن را به مقاومت جذابیت و فریبندگی مل Jass.”

زنگ زده از سنت پل: “من لذت می برد خواندن در مورد مل Jass/آلفرد هیچکاک اتصال. من به حدس می زنم که شهرهای دوقلو تلویزیون شخصیت تا به حال یک ارتباط با آلفرد هیچکاک. آن را به وضوح حدس می زنم, اما او تا به حال آن را درست. من تا به حال حدس زده دیو مور به عنوان او در تئاتر productions (شمارش نیست او خبری).

“این ممکن است به فرهنگ عامه شهری اما من به یاد داشته باشید از شنیدن این داستان از مل چت تا یک زن خانه دار در یک فیلم ، چه شوهر خود را انجام دهید؟’ او خود پاسخ و صورت خود را از دست می دهد و آن لبخند. “اوه . . . من می بینم. I am sorry. و او تا به حال یک کار خوب!'”

دیدن جهان

بخش عکاسی

ماوندز ویو سوئدی ‘s دوربین مشغول بوده است دوباره: (1) “موضوع: پنج ‘Wow!’ شکوفه های.

“ژوئن می یابد بسیاری از اوایل bloomers به دنبال بهترین خود را.

“در یکی از جبهه-حیاط و باغ آسیایی نیلوفرهای واقعا نشان دادن خاموش.

“و شمعدانی سالانه من کاشته است برخی از قابل توجه شکوفه های بیش از حد.

“وقتی که من رفت و سالانه خرید من تحت تاثیر قرار با انواع زیادی از رنگ ها می تواند پیدا کردن یکی در petunias. من فکر کردم این یکی بود و نه قابل توجه است.

“متفاوت شمعدانی به حال این شکوفه.

“و سپس استلا D’oro شروع به شکوفه دادن بیش از حد.

“هر گل و گیاه احساس می کند مانند یک جشن:” بله! شما آن را انجام داد!'”

(2) “امروز من دیدم اولین پروانه از فصل و رفت به نگاهی. آن مشغول بازدید از استبرق گیاهان من در حال رشد در میان ریواس از گیاهان در باغ ما.

این استبرق در شکوفه و پروانه علاقه مند بود.

“این نمایش به من نگاه بهتر و من قادر به پیدا کردن آن را به صورت آنلاین و شناسایی آن به عنوان یک شرقی ببر های دم چلچله ای.

“من حفظ امید پادشاهان را پیدا خواهد کرد استبرق من برای آنها, اما در عین حال, هر, و تمام پروانه ها بیشتر استقبال می کند.”

پانزده nanoseconds از شهرت ؟

تیم TORKILDSON می نویسد: “موضوع: Ole Bull.

“در تابستان سال 1969 من کشف یک مجسمه جد من اوله بول در لرینگ پارک. من در دبیرستان بود مصرف تابستان کلاس بازیگری در نزدیکی اکلاهما تئاتر و ما اغلب رفت و به لرینگ پارک برای شمشیربازی درس در خارج از منزل بزرگ. Bull swaying در ستون رقم رسیده برای تمسخر, تا زمانی که من معمولی ذکر شده به پدرم که وجود دارد, خنده دار, پیر نروژی مجسمه در لرینگ پارک.

“شما معنی Ole Bull؟”

“‘شاید’ من جواب داد با یک نوجوان همیشگی تمایل به فاش کردن هر چیزی در همه به پدر و مادر است.

“‘ما مربوط به او اعلام کرد, تنومند همه مهمتر در خود Salem سیگار.

“‘چگونه است؟’ من نمی تواند کمک کند درخواست.

“”آه مادر بزرگ خود را Lena است که پسر عموی خود را چند بار حذف”‘ او پاسخ داد. ‘او به پول به فقیر Norskes مثل ما پشت یک hunnerd سال پیش که او بازی خود را کمانچه.’ یک محاسبه نگاه به چشمان او. ‘Mebbe او راه اندازی یک بنیاد برای نروژی ها و یا چیزی. شما باید آن را چک کنید برای به دست آوردن چیزی برای کالج, ’cause I ain’t gonna ارسال شما وجود دارد — که برای لعنتی مطمئن شوید. No hard feelings.’

“هیچ گرفته شده است. من قصد رفتن به دانشگاه, به هر حال. من تا به حال در ذهن گردش به کالیفرنیا برای تبدیل شدن به یک بین المللی فیلم ستاره و یا فاقد آن, نو جوان, استخر, پسر بچه برای Ann-Margret.

“دفعه بعد کلاس برگزار شد با گاو, مجسمه, من grandly مطلع همکار من thespians که اوله بود عزیز رفتگان نسبی از معدن که بدون شک بخشی از میلیون ها نفر خود را خواهد بود به من داده به عنوان یک کمک مالی و یا آشکار هدیه توسط یک سپاسگزار و سخاوتمندانه کمیته — چیزی در امتداد خطوط از جایزه نوبل است.

“من بلافاصله هو کشیدند پایین به عنوان یک پرمدعا nincompoop بنابراین در هنری هاف من کاهش یافته است و این موضوع با آنها به طور کامل — آکنه-سرند فلسطینیان ،

“اما من یک وسواسی, اگر, سکوت, احترام به Ole Bull. من به عنوان خوانده شده تا در مورد او در کتابخانه های عمومی. او به عنوان یک رقیب Paganini. و فرانتس لیست یکی از بزرگترین طرفداران. به علاوه او ازدواج یک زن نوجوان, عروس, زمانی که او به اندازه کافی قدیمی به پدر بزرگ او. او بسیار مرد. بسیار ثروتمند ، سخاوتمندانه بیش از حد. او خریداری یک کل پارک ایالتی داد و آن را به پنسیلوانیا و یا حداقل آن را تبدیل به یک پارک دولت پس از او نمی تواند آن را به عنوان یک مزرعه است.

“وفاداری من به پسر عموی اوله امتحان شد در ماه اوت زمانی که ما اقدام کلاس به پایان رسید و ما تا به حال یک حزب کوچک در اکلاهما که برجسته پاکدامن انتخاب میزبان کیک و ولرم RC کولا. پس از حزب برگزار شد نادانسته به مربیان ما در لرینگ پارک و آن را برجسته چند پلی استایرن کولرهای پر هام آبجو با خدا ممنوع. ما هرزگی نداشته است اقدام بسیار طولانی قبل از اینکه چند تا از beefier کلاس نمونه تصمیم گرفت آنها را مجبور به از بین بردن خود را — و این کار را انجام دهید در اطراف مجسمه اوله بول.

“‘این نمی شود!’ من به آنها گفتم اعمال صالح (و یا کلمات که اثر — من حافظه کمی muzzy در مورد این موضوع پس از من تا به حال چند هام را خودم.)

“‘خوبه gwan ضرب و شتم آن!’ بود پاسخ خود را.

“من در راه خود ایستاده محرومیت مسیر به من نجیب خویشاوند. آنها تا به حال هیچ مشکل ضربه زدن به من و پله مرا در راه خود را به انجام این عمل زشت.

“و من هرگز هیچ گروه و یا کمیته که به دور هر یک از Ole Bull پول. من تا به حال ضرب و شتم گرفته برای هیچ چیز. بنابراین من مجبور به انجام کار حیاط در اطراف محله و سپس گفت: به جهنم با آن و hitchhiked شده به فلوریدا برای پیوستن به سیرک.

“بنابراین اوله بول می بوسه F سوراخ …”

دیدن جهان

برخورد نزدیک از نوع طبیعی گزارش شده توسط آرون از اینور گروو هیتس: “پرندگان هستند!

“دو سال پیش یک جفت باند از انبار چلچله تو در تو در گاراژ. وجود یک انبار, اما آنها ظاهرا تصمیم گرفت که گاراژ مناسب آنها بسیار بهتر است.

“من می توانم درک که. آن را خشک; وجود دارد مقدار زیادی از نور (با درب باز) وجود ندارد شکارچیان و آن را از آب و هوا. کامل! :-O

“شمارش نمی ظروف سرباز یا مسافر آنها ساخته شده بر روی زمین و اتومبیل, آن را خوب است به لانه وجود دارد جز این که به جای آنها تصمیم برای یک لانه است یک قطعه از هیئت مدیره ذرات متصل به سقف که تاب خورده رو به پایین در یک نقطه. وجود دارد هیچ تیر وجود دارد — جایی برای نوزادان به نشستن هنگامی که آنها بیش از حد بزرگ برای لانه. بنابراین نوزادان به پایان رسید بر روی کف گاراژ و پس از آن من تا به حال سعی کنید به آنها را گرفتن و قرار دادن آنها در درب زباله می تواند. دو زد و ناپدید شد. تنها دو نفر جان سالم به در برد. آن را یک کابوس بود. فوق العاده استرس زا باشد. من شمارش روز تا زمانی که آنها تکامل یافته.

“سال گذشته من نمی بینم پرندگان. من فکر کردم ما انجام شد. من نفس آه امداد. بنابراین زمانی که آنها نشان داد تا در این سال با خودم فکر کردم “اوه نه!” و تلاش برای نگه داشتن آنها را از گاراژ با نگه داشتن درب بسته. اما آنها تعيين گرديد. به ناچار من می خواهم فراموش و ترک درب باز و سپس آنها می شود در آن وجود دارد دوباره. در نهایت من داد.

“در حال حاضر آنها در آنجا دوباره من و یک صندلی ردیف جلو به فعالیت های خود را. آنها نمی ذهن من رفتن در مورد کسب و کار من در آن وجود دارد. گاهی اوقات من ایستاده در درب گاراژ و تماشای آنها را به پرواز در داخل و خارج و تغذیه نوزادان خود را. آنها سخت کوش پدر و مادر در آینده به خوراک حشرات به نوزادان خود را در مورد هر 10 دقیقه از صبح تا غروب آفتاب.

“آنها محافظ بیش از حد. هنگامی که پدر و مادر نداشت که من آنجا بودم و cheeped با صدای بلند زنگ تماس بگیرید. و کسانی که نوزادان هر چند تنها چند روز می دانستم که آنچه در آن به معنای. همه آنها پهن خود را به لانه بنابراین شما نمی تواند بگوید آنها وجود دارد. هیچ سر قابل مشاهده است!

“آنها زیبا پرندگان زیبا و شگفت انگیز آگهی. آنها می توانند پرواز سریع و به نوبه خود بر روی یک سکه. آنها ماهر و قوی (آنها مهاجرت در اینجا از صدها مایل در جنوب و بازگشت به همان نقطه بدون نقشه!), بلکه آنقدر کوچک و آسیب پذیر است.

“هر شب در غروب آفتاب و یا هنگامی که یک طوفان پرندگان بازگشت به مکان خود را در گاراژ. یک پرنده perches در لانه لبه دیگر جای تعجب نشسته بر روی سیم فقط در بالای درب از گاراژ به خانه. زمانی که من برای باز کردن درب به بررسی آنها من نگاه کردن به سمت راست وجود دارد و آقای پرنده نشسته تنها در حدود 18 اینچ بالاتر از سر من. آن را بسیار جذاب است.

“آنها همچنین درد در گردن به دلیل اتلاف آنها ایجاد و راه اندازی بر روی ماشین من و کف گاراژ. من پایین روزنامه ها و ماشین اغلب باقی می ماند. من تا به حال به حرکت سطل بازیافت زیرا آنها گوزیدن در آن است.

“در هر دو آنها آزار دهنده و بسیار عزیز. به رغم اضافی مشکل من کشیده شده برای مراقبت از آنها — من زیبا, طاقت فرسا, زیبا, وحشی حیوانات خانگی.

“من نیاز به کمک با نوزادان. اگر من چیزی را انجام نمی, آنها در نهایت بر روی کف گاراژ دوباره با روغن و گربه ها و دیگر شکارچیان. من نیاز به یک راه برای نگه داشتن آنها را تا بالا. من لازم نیست که مهارت های ساختمان و یا من می خواهم ساخت یک داربست با یک پلت فرم آنها می تواند زمین و اقامت در. من فکر کردم شاید یک پلت فرم در بالای دو مرحله نردبان اما من فقط یک. یک درب جعبه از سقف معلق با نوار مجرای ممکن است کار کند اما من نردبان را دریافت نمی کند تا آن بالا است. چه کاری انجام دهید ؟ آنها در حال رشد apace, بنابراین من باید به شکل از چیزی است که به زودی.

“امشب دوباره مانند ساعت از پدر و مادر را دوباره به جای شب بسر بردن در غروب آفتاب. دوباره من را بررسی کنید در آنها را ببینید که آنها خوب است. تنها خواهد شد و سپس من به رختخواب بروید. و تعجب می کنم که: چه کنم با این بچه ها؟”

پرندگان ما خودمان

AL B هارتلند: “انبار پرستوها پرواز را سربار و خاطر نشان کرد من در وین یک بار. هنگامی که مادر من بود رفته در صرف غذا پدر من شلاق تا تخصص خود را که می تواند از وین سوسیس و نان تست, بنابراین من احساس در خانه در وین. من عبور از خیابان ها در حالی که dodging ماشین هوشمند تاکسی متوقف و به تحسین مجسمه معروف آهنگسازان: Mozart, شوبرت برامس و اشتراوس. اما اول موسیقی من شنیده ام وجود دارد که از کلاغ و انبار پرستوها. انبار کردن است و پرنده ملی اتریش است.”

Ou بار

کتی S. St Paul گزارش: “تخته سه لا از بین رفته است را از فروشگاه مواد غذایی محلی ویندوز. و در ژوئن 18, یک panhandler بود به بازی یک آکاردئون در پارکینگ. من امیدوارم که همه چیز در حال حل کردن.

“اما زمانی که من از فروشگاه من تعجب: من باید آن را به عنوان یک فال بد که نوازنده بود بازی تم از ‘تایتانیک’? یا من باید تمرکز بر روی متن ترانه my heart will go on و’?”

دوباره آمده است ؟

یکی دیگر از قسمت های خلاق و شنیدن گزارش شده توسط مامبو شاه: “من از تماشای گلف در تلویزیون امروز وقتی آمد تجاری, بنابراین شروع کردم به چک کردن ایمیل من عطف توجه من به دور از تلویزیون. من به ارمغان آورد کوتاه هر چند که من فکر کردم من شنیده ام شما استفراغ می تواند با اعتماد به نفس’ که از لوله. پس از یک در حالی که من قادر به دوباره ایجاد واقعی زبان تجاری: ‘با تور V5, شما می توانید بمب آن را با اعتماد به نفس است.'”

زندگی می کنند و یاد بگیرند! (responsorial)

دوستانه باب از فریدلی: “من لذت بردم از خواندن داستان از ستاره شناس Nininger در مورد استفاده از قطعات خودرو [یکشنبه BB, 6/28/2020].

“من معرفی کردم به این دنیا قبل از من رسیده سن 10 توسط یک زن و شوهر از برادران که بسیاری از خودرو-تعمیر کار وسایل نقلیه خانواده. من به خصوص به خاطر رفتن به بزرگ بنجل توسط بازار جدید و rummaging در اطراف آنچه به نظر می رسید به یک معدن طلا از قطعات به نگه داشتن ما Chevys در جاده ها است. از آنها خواسته است که شما را ابزار خود را (هنوز مطمئن شوید که اگر برش مشعل اجازه داده شد; احتمالا نیست) هر چند در خرج کردن آنها را به من قرض بدهید یک آچار یا حتی به یک پسر جوان مانند I.

“این مکان باید جان سالم به در برد هر چند در برخی از راه آنها تکامل یافته اند بسیار کمی. جاهایی مثل تو کشیدن R قطعات (یا U-Pull-R-قطعات) همیشه به نظر می رسد مشغول است. (ظاهرا هستند کسانی که در میان ما به اندازه کافی هوشمند به کار پیچیده امروز خودرو بدون داشتن همان اندازه پیچیده تشخیصی ماشین آلات حرفه ای مغازه ها استفاده کنید.) وجود دارد یک زن و شوهر از این در شهرهای دوقلو منطقه و ارجمند پیر GMC ون Bessie به پایان رسید تا در آنجا پس از حدود 25 سال خدمت و 280,000 کیلومتر. حداقل من به پایان رسید تا گرفتن چند دلار برای او. را ابزار خود را. هیچ مشعل!

“اما آنچه که احتمالا من جالب ترین بنجل سفر او به یکی در سمت شمال پل. من تا به حال بدون توضیح موفق به تبدیل شدن به صاحب یک مزدا وانت (که بیشتر تحت پیگیری از ’65 شاهین). آن را به حال یک عادت تند و زننده از نیمه شروع و سپس لگد زدن به پشت روی استارت. یکی از این قسمت به پایان رسید در هر سه نصب فلنج گرفتن منفجر کردن استارت. کسی که من می دانستم که (این بود که حدود 30 سال پیش!) من با اشاره به این بنجل بنابراین رفتم.

“دورویی, پیر feller وجود دارد مشغول بود با یکی دیگر از مشتری اما به زودی به من کمک کرد. من به او گفتم چیزی که نیاز داشتم و او خراشیده چانه اش برای یک لحظه و سپس گفت: “سه یا چهار نصب پیچ و مهره?’ زمانی که من به او گفتم ‘سه’ او گفت: او می دانست که تنها جایی که برای گرفتن یک, اما او تا به حال هنوز رتبهدهی نشده است آن را کشیده و از میزبان وسیله نقلیه و این امر او را چند دقیقه به بیرون رفتن و انجام آن است. پسر چه خدمات بزرگ!

“بنابراین او رفت و من از چپ به مات و متحیر کردن خودم در آنچه گذشت برای یک دفتر. بخش های مختلف پهن بود و چند شد حتی در تنها مبارزه با دسته روی آنها را آماده برای مشتری وانت. نیز وجود دارد یک ضرب و شتم کردن, پیر, یخچال و فریزر, و من قطعا نمی خواهید به دانستن آنچه در آن برگزار می شود. اما جالبترین چیزی که وجود واقعی بنجل گربه. بله نه junkyard dog (به عنوان در جیم کروچه را ‘بد بد Leroy قهوه ای’) اما یک گربه سانان مثل هیچ کدام من تا به حال دیده بود.

“آن را به حال طلا خز (فکر کنم) کاملا لود شده با گریس و تمام ورقه های سبز رنگ پایین. و سه ، که متوقف نمی شود آن را از تندرست در اطراف دفتر در طبقه بالا بر روی شمارنده (که در آن وجود داشت تا حدی خورده ظرف غذا و آب) و همچنین به بالای یخچال و فریزر. من احساس کمی متاسفم برای موجودی اما به نظر می رسید بسیار خوشحال آن را به عنوان آمد به من meowing برای جلب توجه. به طور طبیعی من فقط به حال به حیوان خانگی آن است که آن را به وضوح می برد. اما من پرداخت می شود یک بیت از یک قیمت برای من شفقت. GOBS از روغن لادن موی گربه آمد و با پوشش من دستکش و سرعت باد. من می دانستم که من مجبور به انجام کاری در مورد آن قبل از من رفت و برگشت به خانه من به گربه آلرژی وجود دارد زندگی می کردند. برخی از جزئی رخت کن بیرون و تکان دادن شدید مبتلا موارد کاملا موثر است.

“اما من هرگز فراموش شجاعت و نگرش سه پا بنجل گربه که به نظر می رسید را بیشتر از آنچه که ما می خواهم نظر تا حدودی بدبختی هستی. من خوشحالم من petted آن است.

“و استارت من هزینه در حدود $15.”

نام گروه روز: استفراغ با اعتماد به نفس

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>