یکشنبه تابلو اعلانات: چیزهای بی اهمیت زمان: کدام شهرهای دوقلو شخصیت تلویزیون مشغول به کار با آلفرد هیچکاک? حدس می زنم قبل از خواندن!


او نقش خوب!

باغ وحش لو سنت پل: “موضوع: چه کسی است که دادگاه ضبط?

“در حالی که تماشای آلفرد هیچکاک ساعت’ شب دیگر من بیشتر تعجب غیر منتظره.

“این قسمت که پخش اکتبر 11, 1962 بود در مورد یک مرد در دادگاه برای یک کشنده hit-and-run تصادف. در یک نقطه تعقیب وکیل در دادگاه می پرسد ضبط به خواندن بیانیه های ساخته شده توسط شاهد. هنگامی که مرد می ایستد تا من با صدای بلند گفت: “که به نظر می رسد درست مثل مل Jass! اما من به یاد داشته باشید او را از انجام هر گونه اقدام است.’

“هنگامی که ضبط خواسته است به خواندن بیانیه ای از دیگر شاهد من دوباره با صدای بلند گفت: ‘اگر که مل Jass آن را نگاه شگفت انگیز-به طور یکسان است.’

“با کنجکاوی من piqued است و من مشتاقانه منتظر بسته شدن اعتبارات برای دیدن اگر من چشمان خسته بودند فریب من است. آنها نمی شد. وجود بزرگ به عنوان زندگی بود مل Jass ذکر شده به سادگی به عنوان ” ضبط شده است.’

“برای کسانی از شما که ممکن است آشنا با مل Jass او بسیار محبوب و پیشگام میزبان تشریفات و تجاری سیار بی نظیر برای WCCO و WTCN (در حال حاضر KARE 11) که شروع به نمایش استعدادهای خود را در اوایل روز از تلویزیون است.

“Jass است که احتمالا بهترین راه حل برای میزبانی ‘مل Matinee فیلم” در WTCN ابتدا در سال 1958 و پایان دادن به در سال 1979. او اغلب به حال مهمان در تاریخ نشان می دهد — و در چت خود او همواره مطلق آن جاودانه واژه ها: ‘او یک کار خوب!’ (بولتن هیئت مدیره می گوید: ما خاطره است که مل را “مهمان” “به نظر می رسد” از طریق تماس های تلفنی — و این که بسیاری از کسانی که با او صحبت شد “زنان خانه دار است.” در این دوره از چت آنها را مل بپرسید چه شوهران خود را برای یک زندگی — که منجر به کسانی که جاودانه عبارت مورد شغل خوب و نه چندان خوب.)

“همانطور که برای بازیگری, من کشف کرد که Jass چپ شهرهای دوقلو برای هالیوود در سال 1960. همراه با “هیچکاک ساعت’ او تا به حال یک بخش کوتاه, پلیس, درام, ’87هفتم حوزه,’ نیز در سال 1962 همراه با چندین تکه تکه شغل. او به خانه بازگشت و در سال 1963.

“من آرزو می کنم من می تواند شنیده Jass بحث در مورد تجارب خود را در هالیوود — به خصوص آنچه آن را مانند کار با هیچکاک. مل به حال تمایز بخشی از آخرین برنامه تلویزیونی Sir Alfred تا کنون کارگردانی.

“یکی از چیزهایی که من به یاد داشته باشید در مورد ‘مل Matinee فیلم” است که آن را باز کرد با این تکان دهنده شکوه موسیقی است که من خودم را همواره زمزمه. من نوشت: چندین نامه درخواست که در آن موسیقی را از آمد اما Jass هرگز پاسخ داد. من در نهایت آن را آموخته بود از موسیقی متن حماسی ‘El Cid’ تشکیل شده توسط Miklós Rózsa.

“هر زمان که من بازی می کنم که موسیقی من هنوز هم فکر می کنم از روی علاقه مل و فیلم های خود را حتی اگر او نمی پاسخ به نامه من.

“یکی فکر آخرین: زمانی که مل Jass در مجموعه ای از “هیچکاک ساعت’ آیا او تا کنون رویکرد بزرگ کارگردان و می گویند: “تو یک کار خوب!’?”

ما سوغاتی خودمان

GREGORY J. of Dayton بلوف: “از سال 1947 از طریق 1950, کارناوال زمستانی دکمه بودند پلاستیکی ‘پاپ’ کلید به جای واقعی فلز دکمه pinback. کلید شده بود به ویژه در سال های گذشته’ دکمه به عنوان برگزار شده توسط King Boreas. آن را به حال یک طرح و رنگ های مختلف در هر سال اما همه شامل قرمز و سفید و آبی روبان با دو صدای جرنگ جرنگ زنگ آویزان از روبان سفید.

“اما 1949 کلید نبود فقط یک کلید آن را به یک کلید متصل به یک نقشه از منطقه مینه سوتا است. طرح رنگ بود و مارون و طلا و روبان و صدای جرنگ جرنگ زنگ ها حذف شدند.

“چرا ، چون سال 1949 بود که صدمین سال مینه سوتا پس از تبدیل شدن به یک گنجانیده شده ایالات متحده خاک. به عنوان باید واضح از نقشه زمان مینه سوتا شد دولت در سال 1858 آن را از دست داده بود برخی از خاک خود را به آینده متحده شمالی و داکوتای جنوبی. ما احتمالا بهترین از این معامله است.

“بدیهی است که کسی که دوست داشتم طراحی از آنجا که پس از کارناوال زمستانی این کلید شد رسمی سوغات هوشمندانه جایگزین ‘ST. پل کارناوال زمستانی, 1949’ با ‘رسمی سوغات و بازدید کنندگان که در تابستان بودند هیچ کدام عاقلانه تر است.”

زندگی به عنوان ما آن را می دانم

شهر کوچک تقسیم

AL B هارتلند: “رفتن به Herter را در وسکا بود در حال حرکت به بورلی هیلز برای یک جوان احمق از هارتلند.”

می تواند آیه!

تیم TORKILDSON فرستاده است ما یک “timerick”:

“‘او گردد فقیر که dealeth با شل کردن دست: اما دست از سخت کوش گرداند غنی است.’ — مزامیر 10:4

“مشغول نگه داشتن یک استعداد

“من می ترسم که من نبود.

“من فقط می خواهم به نشستن و فکر می کنم;

“همین دلیل است که تمام چشم انداز من کوچک است.

“من تحسین صنعت —

“زمانی که آن را شامل نمی شود من.

“مشاهده افراد دیگر عرق

“من در طعم و مزه نان بهتر است.

“من ماندن ضعیف و نخ نما اما

“من هنوز هم خواب خوبی در کلبه.

“وقتی که من رسیدن به سرزمین موعود

“شانس من ممنوع خواهد شد . . .”

از پسران و اسباب بازی خود را

و: تا مرگ آنها را فراموش بخشی

DebK از Rosemount: “Hesiod و Euterpe متوقف شد و در اواسط هفته به معرفی کودک نو پا خود را به نوه شادی از بطری تغذیه بره دوقلو به دنیا آمد در روز پنطیکاست در این طولانی ترین تولد بره های نجومی در تاریخ مدرن است. مثل همیشه بطری های خشک شد به سرعت آن را باز کرد و راه را برای سریع مشاوره با Euterpe مورد بیشرمی وضعیت wildflower باغ من تلاش برای ایجاد در سواحل Hamish را شنا استخر. این پاینت اندازه چوپان همراه با ما به عنوان ما ما راه شعارهاى-wampus در سراسر ملک به بازرسی من باغی منطقه فاجعه.

“ما waylaid زمانی که کودک گرفتار دید از طریق جنگل از همسایگان عظیم (برنامه ریزی شده) brushfire. لحظه ای زده خنگ با تعجب از این همه جوانی به سرعت حس جدی بودن وضعیت چرخد و با عجله به سمت باغ ریخته که در آن Hesiod و Taxman مشغول شد در سنگین مکالمه. همکار کوچک نزدیک به غلبه بر هیجان و ترغیب او در پاریس: ‘خود را به ارمغان بیاورد firetruck سریع پاپا!’ — اگر من ترجمه مهارت های می توان اعتماد کرد.

“این نوع درخواست که piques یک کنجکاوی. پس از Hesiod و Euterpe متقاعد کودک نو پا است که این آتش سوزی بود یکی نبود که مورد نیاز ‘پاپا firetruck’ نامیده می شود به صحنه Taxman و من مورد بررسی قرار گرفت.

“معلوم است که Hesiod می کند خود را یک firetruck باستانی (اما خوش تیپ) تدبیر ارائه شده است که سال های بسیاری از خدمات به عنوان سنت جان ابی آتش سوزی در موتور شماره 2. به عنوان خود را معتاد Hesiod برداشت کرده چیزی که برای یک آهنگ نفس زندگی جدید را به آن را برای سال سرنشین آن را به همراه رژه مسیرهای در حالی که کلاسیک دانشکده یکی از نورثفیلد کالج سوار (چادری در togas من می خواهم به فکر می کنم) در بالا پرتاب آب نبات در تماشاچیان و ترغیب آنها به ‘آتش تا به صورت کلاسیک!’

“هیچ یک از این ما را شگفت زده کرد. اما ما از جمع ما ابرو به عنوان Hesiod سرد روایت خود را از این که چند سال پیش Hesiod ملاقات یک شخص جمع از آتش نشانی تجهیزات که مجموعه شامل سنت جان ابی آتش سوزی در موتور شماره 1. پیشرفت شد و به سرعت به سمت یک تغییر در مالکیت زمانی Hesiod عاقلانه فکر را Euterpe در معامله — به آن برکت و رحمت و شما می دانید.

“آن را به. Euterpe بود نحو نامشخصی شرکت در موقعیت او: “یکی firetruck کافی است.”

زندگی می کنند و یاد بگیرند!

ستاره شناس از Nininger: “موضوع: استفاده از قطعات خودرو.

“من تو را دیدم یک نشانه دیگر روز گفت که” همه خودروها اجرا در قطعات استفاده می شود.’ نشانه پیشنهادی کشیدن قطعات خوب از غرق و یا در غیر این صورت از خدمات خودرو موجب صرفه جویی در پول است. که می تواند مقدار زیادی از کار گاهی اوقات اما در واقع خوب قطعات استفاده می شود اغلب.

“من به یاد داشته باشید سال پیش زمانی که من بود حقوق کافی برای پوشش دادن همه نیاز دارد و می خواهد از یک خانواده رشد و وانت قدیمی من نیاز به یک جدید دینام. من به اطراف به تعدادی از قطعات خودرو فروشگاه ارائه پس از بازار جایگزینی آلترناتور و نمی تواند پیدا کردن یکی در یک قیمت معقول. من پس از آن به نام “جنس اوراق و شکسته حیاط’ که در آن شاید آنها ممکن است فقط یکی است. آنها پاسخ مثبت دادند و قیمت مناسب — فقط 10 دلار است.

“این اولین بار بود که من به آنجا رفتم. آن را آسان برای پیدا کردن. آن واقع شده بود در بانک ها از رودخانه می سی سی پی فقط در سراسر رودخانه از خانه ما و تا یک راه. من تا به حال به درایو کردن برخی از جاده های پیچ اندود شده با مقدار زیادی از سایه درختان, اما قطعا نه یک منطقه مسکونی. چمن شده بود mowed و علف های هرز گرفته بود بیش از هر کجا که آنها می تواند. این جاده unpaved با آب ایستاده در برخی از شیارهای. این بود که قبل از GPS روز و گاهی اوقات شما تا به حال به سرگردان در اطراف بیت به جایی که شما خواهند شد. قابل اعتماد من سگ شد و با من پیدا کردن علاقه به همه چیز ما گذشت.

“هنگامی که من دیدم محوطه جنس اوراق و شکسته من می دانستم این بود. گاهی اوقات شما فقط می توانید بگویید راه همه چیز نگاه کنید. وجود دارد که یک حصار در اطراف آن قطعا بدون رنگ و بسیار امن است. وجود دارد چندین ساختمان که در آن من شک دارم که سالم موارد می تواند مرتب و طبقه بندی شده برای فروش مجدد.

“راه رفتن در اطراف کمی, که من پیدا کردم ، این یک ورق فلزی ساختمان. فلزی گالوانیزه شد سن آن. بسیار بود شروع به زنگ و پنجره به حال چند شیشه شکسته. من وارد ساختمان و معرفی خودم توضیح دلیل من برای آمدن وجود دارد.

“مالک یک نجیب زاده مسن که تا به حال نمی تراشیده در یک هفته یا بیشتر. آن را احتمالا دو ماه یا بیشتر از گذشته خود را اصلاح و آن را روشن است که او لباس های شسته شده بود هر اخیرا از آن است. اما اگر شما در یک محل که بازیافت, کثیف, چرب, فرسوده خودرو, قطعات چه انتظار دیگری? یک رادیو کوچک در قفسه برگزار موسیقی کشور است. و از من پرسید که آیا آنها تا به حال یک دینام برای 72 دوج ¾ تن 4×4 با موتور 360. مالک که نام من را نمی خواهد فاش, گفت, مطمئن, حق در اینجا. او رسیده پشت سر او کشیده و یکی بالای یک بشکه آلترناتور. من معامله ارز من با او و پرداخت 10 دلار است. او حتی اضافه کردن مالیات. من پرسید که اگر آن را تضمین شده است. او به من اطمینان داد که این امر کار و که او را ایستاده در پشت آن. OK. پس از آن بود که من تبدیل به اطراف و به سمت درب او در زمان من معیوب دینام و انداخت آن را در بالا از آن, همان, هر بشکه رسید. OMG!

“نفر بعدی نیاز است که دینام احتمالا مال من. من احساس توده در گلو من و تعجب اگر من ‘جدید’ دینام کار می کنند. به اعتبار این استفاده می شود که شروع شد هنوز هم در وانت و کار روز من به فروش می رسد برخی از آن شش یا هفت سال بعد. استفاده از قطعات نیست همه که بد است. و من تبدیل به یک مشتری به طور منظم.”

این literallyists

قرمز را فرزندان نورث سنت پل: “موضوع: من می خواهم پرداخت که برای دیدن!

“در حالی که تماشای یک برنامه تلویزیونی برجسته سیاسی پنل گوش من خراشیده تا زمانی که یکی از مهمانان به پایان رسید اظهارات او با این که:” آن را به معنای واقعی کلمه یک مورد از روباه در henhouse.’

“من دوست دارم برای دیدن این ویدئو.”

وجود دارد nothin’ like a تشبيه!

این معلم بازنشسته از آردن هیلز: “این اولین پاراگراف از یک نقد و بررسی فیلم توسط استفانی Zacharek در این زمان مسئله زمان: ‘الیزابت ماس کشیده شده اغلب به تصویر کشیدن یا مبهم یا کاملا unlikeable شخصیت بدون غرور و بدون ترس. در Josephine Decker را شرلی او نقش یک داستان تخیلی نسخه های گریز از مرکز, منزوی رمان نویس و نویسنده داستان شرلی جکسون — شاید بهترین و شناخته شده برای او سرد سال 1948 groupthink مثل “قرعه کشی” — و یک بار دیگر غرایز وجود دارد. او Jackson كرديد با سرد کنجکاو چشم خود را پوست خال خال با لکه های سن شکم او ضخیم با لایه. خزه ذوب به این لباس مبدل مانند سمی اما خیره کننده تغییر رنگ سمندر اشاره ما برای یک نگاه دقیق تر اگر ما جرات.'”

شادی از مجاورت

HORNTOAD از خرس سفید دریاچه: “موضوع: تصادف.

“همزمانی گاهی اوقات می تواند بسیار شگفت انگیز است که آنها به نظر می رسد باور نکردنی است. این فکر به ذهن می آید که ” این واقعا نمی تواند اتفاق می افتد,’ با تاکید بر ” نمی باشد.’

“ما زندگی در خانه ما برای 32 سال پس از ساخته شده است آن را در سال 1988. ما پشت حیاط مشرف برنج دریاچه یک دریاچه کوچک با شناور bogs. این دیدگاه با هیچ ساختمان نزدیک تر از حدود 3/4 مایل.

“دریاچه دشوار است برای دسترسی به, بنابراین ما تا به حال هرگز هر قایق ترافیک بر روی آن. ما قادر به لذت بردن از بسیاری از حیات وحش از جمله طیف گسترده ای از پرندگان است. یک محل عالی برای استراحت.

“به تازگی پس از یک روز کار در چشم انداز من قبل من تصمیم گرفتم برای استراحت با یک آبجو سرد بر روی عرشه. من نمی نوشیدن مقدار و حتی بیشتر به ندرت نوشیدن آبجو اما به نظر می رسید مانند کامل رفع خستگی.

“من برداشت Leinenkugel را ‘قایق رانی Paddler Kolsch,’ عنوان ‘, آلمانی, کلاسیک است که مناسب برای پیچ کردن و آرامش بخش است.’ من هرگز تا به حال یک قایق رانی Paddler قبل از آن یکی از چند باقی مانده از 12-بسته که آورده شده است به خانه ما توسط دوستان مدتی برگشت.

“من پا بر روی عرشه و در زمان یک صندلی بر روی یک صندلی روی عرشه. در نظر گرفتن یک جرعه از Leinie من غافلگیر شده بود با طعم و مزه از اولین قایق رانی Paddler. تکیه به عقب در من قرار داده و من پا در مدفوع نگاه کرد و دیدم برای اولین بار در 32 سال یک شناور در دریاچه — بله قایق رانی.

“چه ؟ من در نگاه من آبجو با قایق رانی بر روی برچسب. من در قایق رانی در آب است.

“من می توانم از فکر می کنم این بود: ‘آیا این فقط اتفاق می افتد؟'”

نام گروه روز: باغبانی فاجعه

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de