Dear Abby: دوربین های امنیتی قطاری عصبانی مرد hourlong بیهوده گویی

DEAR ABBY: چند هفته پیش من و همسرم تا به حال آنچه که من فکر کردم یک درگیری جزئی که از من راه می رفت دور برای جلوگیری از تشدید. من می تواند او را بشنوند در ادامه به بیهوده گویی, بنابراین من کشیده تا دوربین های امنیتی بر روی گوشی من و تماشا و گوش به عنوان او ادامه داد: می گویند چیزهای وحشتناک برای یک ساعت یا بیشتر. او به نام من نفرت انگیز لکه گفت: وجود دارد هیچ چیز جذاب درباره من, و من باید از بیرون رفتن در حیاط و کشتن خودم درست مانند پدر من بود.

کلمات آنقدر دردناک است که من شروع به گریه بیاختیار و فریاد زد در غم و اندوه. او هرگز مرا به کنسول. در واقع او به من گفت: “خفه شو.” من یک جارچی به طور معمول پس از او اعتنایی آشکار برای اثر سخنان او تا به حال در من افزایش سطح دیگری از نگرانی.

ما از آنجا که در مورد رویداد خود را برای اولین بار دفاع شد به او می گویند او نمی دانم که من می تواند او را بشنوند. در ضمن من به زندگی با این واقعیت است که من به یک مرد است که چنین کم نظر من که او فکر می کند من باید خودم را.

من هیچ خانواده و من مردد به upend یک زندگی است که در نهایت پایدار پس از یک هرج و مرج دوران کودکی و اوایل بزرگسالی است. شوهر من نیست به طور معمول سوء استفاده, اما این حادثه به من همه چیز سوال. ما شده اند با هم برای 22 سال و برای ازدواج نزدیک به 16 با کودکان است. افکار خود را چه هستند? — پرتاب به آشفتگی

عزیز پرتاب: اولین فکر من این است که شما و شوهر شما نیاز به پیدا کردن یک راه سالم را به مقابله با خود را “تضاد” از پیاده روی خود را از او و او گفت همه چیز تند و زننده به یک دوربین شناخت کامل او به خوبی ممکن است شنیده می شود. اگر تعریف شما از ثبات است تحمل بیشتر لفظی و سپس شما هستند — و خواهد بود — پرداخت قیمت بالا برای آن است.

من صمیمانه امیدواریم که شما دو نفر سعی خواهد کرد به آهن از تفاوت های خود را با کمک از یک مجوز ازدواج و خانواده درمانگر. بعد از این همه سال شما را در سرمایه گذاری در هر یک از دیگر, آن را به ارزش یک شات.

عزیز ابی: من و شوهرم ازدواج 20 سال پیش. او هرگز پیشنهاد او فقط به خانه آمد یک روز از بوت کمپ و گفت: “ما نیاز به ازدواج فردا به طوری که من می توانید پرداخت بیشتر” و ما انجام دادیم. من متاسفم که بعد. این بود آنچه که من می خواستم و آن را به معنای چیزی برای من.

از آن زمان به بعد بسیار اتفاق افتاده است. او به من فریب خورده در حالی که او در خدمت و PTSD به نقطه که در آن او تلاش برای کشتن خود را در میان چیزهای دیگر.

ما در حال حاضر در یک مکان شاد و باید دو عالی بچه ها. من می خواهم به ازنو روز عروسی ما و برای او به پیشنهاد من. مشکل این است که او آماده نیست. او گفت که او انجام نشده چون ما تا به حال بیشتر پایین تر از اوج. او گفت که او خواهد شد در نهایت زمانی که او احساس می کند زمان مناسب است.

من احساسات صدمه دیده و در حال حاضر من سوال چرا من هنوز اینجا. من گیر کرده در کنار او به مدت 20 سال از طریق ضخیم و نازک. من سزاوار است که و خیلی بیشتر. من نمی خواهم چیزی بیش از بالا. آیا شما فکر می کنم من زیاده یا باید من در نهایت حرکت می کند ؟ — خسته از انتظار در تگزاس

عزیز خسته: من فکر نمی کنم شما زیاده; من فکر می کنم شما بیش از سازماندهی. شما می گویند شما و شوهر خود را در یک مکان شاد و اکنون پس از سالها مبارزه به علاوه شما باید دو عالی بچه ها. در حال حاضر زمان برای ناراحت اپل سبد خرید. مهم تر از redoing پیشنهاد خود را و روز عروسی خود است و اختصاص برخی از زمان به کار بر روی برقراری ارتباط موثر با یکدیگر است.

عزیز ابی نوشته شده توسط ابیگیل, Van Buren, همچنین شناخته شده به عنوان جین فیلیپس و تاسیس توسط مادرش, Pauline فیلیپس. تماس با عزیز ابی در www.DearAbby.com یا P. O. Box 69440, Los Angeles, CA 90069.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de