کامل حومه: Sanity پیاده روی با نام مستعار به عنوان سطل زباله پیاده روی نیست بنابراین baaad – Sun, 17 مارس سال 2020 PST

از آنجا که اقامت-صفحه اصلی سفارش صادر شده در ماه مارس, من گرفته اند آنچه من می خواهم به تماس “سلامت عقل راه رفتن” تقریبا هر روز. این راه رفتن نیست خیلی در مورد ورزش به عنوان آن را در مورد خارج شدن از خانه تنفس هوای تازه بهره گیری از یک تغییر از مناظر و تجربه لوکس بودن توسط خودم برای 30 دقیقه.

و من نمی خواهید به لاف زدن اما من یک بیت از یک افسانه در اطراف این قطعات که بسیار سریع و بسیار بی دست و پا واکر. همسایه بچه ها من و شوهرم همه را یک نقطه-در تصور من speedwalking سبک; اگر شما تا کنون به تماشای یک مسابقه المپیک واکر هیپ نوسان راه خود را به یک مدال طلا شما می دانید آنچه که من مرجع هستم.

گاهی اوقات من را به پیاده روی در صبح در حالی که بچه ها همه نشسته در اطراف میز آشپزخانه تماشای آنلاین homeschool درس قطعی در داخل و خارج. گاهی اوقات من صبر کنید تا بعد از ناهار که برنامه های ما برای این روز رسما زمین را متوقف کند و من نیاز به چیزی برای شکستن باقی مانده تا هفت ساعت تا زمان خواب است.

اما مهم نیست که من آن را یک بار من به جلو نگاه به من. من توری تا کفش من قرار دادن در هدفون و نشانه یک قسمت پادکست من به گوش نه هنوز. و پس از آن من سر پایین جلوی خانه ما و بر روی طولانی در جاده های کشور است که امتداد از شرق به غرب در مقابل خانه ما.

به عنوان من در این پیاده روی من متوجه شدم که برخی از مردم به نظر می رسد فکر می کنم ما جاده های کشور بازیافت dropoff مرکز جایی که آنها باید احساس رایگان به روگرفت از تمام انواع چیزهای. آنها بسیار سازگار با آنچه که آنها بازی شیر یا خط کردن ماشین خود ویندوز – بیشتر قوطی های آبجو و پلاستیکی کیسه های گاه به گاه با مک دونالد آشامیدنی فنجان مخلوط در فقط به کلاس آن را. چرا آبجو و کیسه های بستر از انتخاب من هیچ نظری ندارم.

مردم هیچ چیز مفید تر در اتومبیل های خود را برای به اشتراک گذاشتن با جهان – شاید نیم-تکمیل پایان نامه در دوگانگی انسان و یا استفاده نشده کارت هدیه به ملکه های لبنی ، گاهی اوقات من به بچه های من با من در یک “سطل زباله راه رفتن” و ما قرار دادن بر روی دستکش های پلاستیکی و پر کردن کیسه های زباله با هر زباله پیدا کنیم و در کنار جاده ها است. تا کنون, جالب ترین پیدا کردن یک قطعه فلزی است که به نظر می رسد مانند آن را به سقوط کردن یک تراکتور در سال 1956.

با وجود این بستر وجود دارد بسیاری زیبا و سرگرم کننده چیزهایی که من می بینم در من راه می رود. یکی از مقصد های مورد علاقه است در یک خانه رعیتی بود که خانه سابق برخی از اولین پیشگامان در Saltese آپارتمان. من در آن نگاه کنید و تصور کنید آنچه در زندگی باید مانند شده است برای آن دسته از مهاجران در اواخر 1800s هنگامی که وجود دارد هیچ چیز برای مایل است اما زمینه ها و شاید یکی دیگر از خانه و یا دو.

خانه رعیتی قدیمی nestled در برابر دامنه کوه و هنگامی که ما برای اولین بار نقل مکان کرد در اینجا من می توانم درک چرا آنها را انتخاب کنید مانند یک hemmed-در نقطه برای خانه خود را هنگامی که آنها می تواند انتخاب هر یک تپه در منطقه با مناظر زیبا به در نگاه کنید هر روز. من آن را نمیفهمد ما اول زمستان در اینجا هنگامی که باد زوزه در اطراف ما خانه تپه کاملا آخرالزمانی شیوه و snowdrifts شد تا ستون در ما باز محافظت میشه.

خانه snugged تا تپه صدا خیلی خوب راست در مورد آن و من متوجه شدم که کسانی که مهاجران اولیه شاید می دانستم که آنچه که آنها انجام می دهند. در این زمان صاحبان خانه رعیتی چند گوسفند که پرسه زدن در یک حصار میدان در نزدیکی جاده. عبرتى است و در پایان خود را در جلوی خانه تبلیغات که برای $2 (پرداخت در سیستم افتخار, البته,), رهگذران می توانید سر به مرتع پاپ باز کردن زباله ها می تواند پر از غلات و دیگر رفتار میکند خوشمزه و خوراک حیوانات است.

“Baaa با صدای بلند و آنها خواهد آمد!” نشانه خوانده شده. من لبخند هر بار که من راه رفتن توسط. جذابیت زندگی در این کشور از دست داده است بر من. و در حال حاضر حداقل در این کشور زندگی یکی از تنها چیزهایی که نگه داشتن من عاقل.

جولیا ایضا سهام خود را از زندگی با شوهرش شش فرزند و تصادفی وحش از حیوانات مزرعه در اسپوکین. او را می توان در رسید [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de